تبليغاتX
بستر حیات
 

- آب تباهی یا غنی شدن منابع آب از عناصر غذایی (Eutriphication) : فرآیندی است که بر اثر اضافه شدن عناصر غذایی همچون نیتروژن، فسفر و پتاسیم در مردابها و تالاب‌ها، موجب رشد بیش از اندازه جلبک‌ها و آزولا شده و مسائل زیست محیطی نظیر کاهش اکسیژن آب و حتی تلف شدن ماهیها به وجود می‌آورد.

·   آبشويي (Leaching): آبشويي خروج عناصر، نمك و يا مواد مخلوط در آب از محيط ريشه توسط آب مي‌باشد. در مورد كودهاي محلول و پويا (Mobile) نظير كودهاي نيتروژنه، كلرور پتاسيم، نيترات پتاسيم، سولفات منيزيم، اسيد بوريك و 000 مطرح است. براي كاهش آبشويي، مصرف تقسيط آنها به دفعات (سرك) پيشنهاد مي‌گردد.

·   آبكشت (Hydroponic): به پرورش گياهان در بسترهاي فاقد خاك، آبكشت گفته مي‌شود. وجود آبكشت به گذشته‌هاي خيلي دور بر مي‌گردد. با توجه به اينكه كنترل تغذيه يكي از مزاياي بسيار مهم كشت بدون خاك مي‌باشد، بايستي اين نوع روش كشت مورد توجه قرار بگيرد. امروزه شرايط اقتصادي از عوامل مهم در آبكشت به شمار مي‌رود. بدين منظور سرمايه، اشتغال‌زايي و هزينه‌هاي عملياتي بايستي در ارتباط با ارزش محصول مد نظر قرار گيرند تا داراي ارزش اقتصادي باشد كه اين به نوبه خود به عملكرد و كيفيت محصول و نيازهاي بازار بستگي دارد.

·   آبگزيدگي (Water Core): يكي از ناهنجاريهاي فيزيولوژيكي (تغذيه‌اي) در ميوه‌ها مي‌باشد كه عمدتاً در اثر سوء مديريت كودي به ويژه كمبود كلسيم (Ca) ايجاد مي‌شود. در اين ناهنجاري، قند سوربيتول در اثر كمبود كلسيم به قند فروكتوز تبديل نمي‌گردد.

·   آزمون خاك (Soil Testing): شامل سه مرحله نمونه‌برداري صحيح خاك، تجزيه صحيح و تفسير صحيح براي انجام توصيه كودي است. كارايي اين روش عمدتاً براي محصولات زراعي است و در باغهاي ميوه بهتر است از نتايج تجزيه برگي و يا ميوه براي تعيين نياز كودي آنها استفاده نمود. يكي از اشكالات توصيه كودي بر مبناي آزمون خاك، نداشتن نقشه منابع واستعداد خاكهاي زراعي كشور بر مبناي مقياس 25,000‌:‌1 مي‌باشد. بنابراين لازم است با تهيه نقشه‌هاي تفصيلي خاكهاي ايران پتانسيل توليد براي هر محصول مشخص و سپس بر مبناي سريهاي مشخص خاك (به شرط آنكه اطلاعات حاصلخيزي خاك نيز ثبت شده باشد) نسبت به انجام توصيه‌هاي كودي اقدام نمود. از طرف ديگر بر مبناي تقاضاي گياه نمي‌توان مصرف كودها را تا حدي افزايش داد كه كشاورزي پايدار را تهديد نمايد. بلكه بايد اثر درازمدت مصرف كودها بر خصوصيات فيزيكوشيميايي و بيولوژيكي خاكها، برهمكنش‌هاي مثبت و منفي عناصر غذايي بر خاك، گياه و محيط زيست در نظر گرفته شده و با تمهيداتي، علاوه بر حفظ كارايي كودها، به گونه‌اي عمل گردد كه غلظت عناصر غذايي در خاك و گياه به حد مسموميت نرسد.

·   آلاينده (Pollutant): هر ماده‌اي كه حضور اضافي و يا عدم تعادل آن در خاك، آب و يا اضافه شده به خاك و گياه سبب افزايش غلظت آن ماده در گياه، دام و انسان شود به نحوي كه سلامت آنها را به خطر بياندازد، آلاينده گفته مي‌شود. از جمله آنها مي‌توان به نيترات، كادميم، سرب، جيوه، فلورايك و000 اشاره نمود. آلاينده‌ها به صورت معدني مثال كادميم و آلي مثل آفت‌كش‌ها در محيط زيست موجود مي‌باشد. بر مسئولين وزارت جهاد كشاورزي فرض است كه از این پس در انتخاب كشاورزان نمونه كشوري، علاوه بر مقدار توليد هكتاري (متاسفانه تاكنون علي‌رغم مكاتبات متعدد نگارنده اول و هشدار به مسئولين اجرايي كشور اين امر مهم ناديده گرفته شده است) كه ملاك انتخاب بهترين كشاورزان است، كيفيت محصولات توليدي از نقطه نظر آلاينده‌ها من‌جمله نيترات (NO3)، كادميم (Cd)، سرب (Pb) و كيفيت مطلوب خاك (Soil Quality) مورد ارزيابي قرار گيرد و نيز كنترل كيفي كودهاي وارداتي از نظر عاري بودن اين كودها از هر آلاينده‌، جدي گرفته شود.

·   آلاينده‌هاي زيست‌محيطي (Environmental Pollutants): به موادي گفته مي‌شود كه سلامتي محيط زيست را به خطر مي‌اندازند. در راستاي تأمين نياز كشور و حمايت از توليد داخل و براي ارتقاء كيفيت كودهاي توليدي در داخل كشور، رعايت استانداردهاي توليد چه از نظر كيفيت محصول و چه از نظر معيارهاي زيست محيطي و ايمني محيط كار اهميت ويژه‌اي دارد و بايستي در توليد استاندارد يك كالا، مديريت ايمني، جنبه‌هاي زيست محيطي، سلامت افراد و حذف مواد آلاينده از محيط كار رعايت گردد.

·   آتشك گلابي (Fire-blight): بيماري‌ آتشك از بيماريهاي‌ خطرناك‌ درختان‌ ميوه‌ دانه‌دار مخصوصاً گلابي‌ محسوب‌ مي‌شود كه خسارات اين بيماري قابل قياس با هيچ يك از بيماري‌هاي درختان ميوه دانه‌دار نيست. عامل آن باكتري Erwinia amylovora  مي‌باشد. فعاليت اين باكتري در شرايط مرطوب، آبياري غرقابي و استمرار تغذيه نامتعادل بويژه مصرف فراوان ازت، تشديد مي‌يابد. در بسياري از مناطق ايران، توسعه و شدت آلودگي اين بيماري در باغ‌هاي درختان گلابي، بِه و سيب به حدي است كه درختان ميوه به خصوص گلابي بطور كلي از بين رفته‌اند.

·   آنتاگونيسم (Antagonism): وقتي غلظت يك عنصر غذايي زياد است فعاليت بعضي از عناصر را كاهش داده و كمبود آن عنصر غذايي را بوجود مي‌آورد.

·   آنتي‌اكسيدان (Antioxidants): آنتي‌اكسيدانها موادي هستند كه در برخي از مواد غذايي كه در توليد آنها مصرف بهينه كود رعايت شده باشد، بيشتر يافت مي‌شوند. اين مواد ضمن اينكه ايمني بدن را افزايش مي‌دهند، اثرات زيان‌آور انواع راديكالهاي آزاد (راديكالهاي آزاد گروهي از اتمها هستند كه در آخرين لايه اتمي خود يك الكترون جفت نشده دارند. راديكالهاي آزاد به مقدار اندك و به طور طبيعي در بدن توليد مي‌شوند. اما برخي از عوامل محيطي از جمله عوامل عفوني، دود سيگار و انواع تابش‌ها مي‌توانند شكل‌گيري راديكالهاي آزاد را افزايش دهند. وقتي راديكالهاي آزاد خطرناك توسط سيستم دفاعي (آنتي‌اكسيدان) بدن خنثي نشوند، تجمع پيدا كرده و صدمات جبران‌ناپذيري را به بدن وارد مي‌سازند) درون سلول‌ها را نيز خنثي نموده و بدن را در مقابل ابتلا به بيماريهاي خطرناك ايمن مي‌سازند. آنتي اكسيدانها شامل ويتامين هاي A، C و E و از عناصر فلزي روي (Zn)، سلنيم ‌(Se) و به مقدار جزئي مس (Cu) و آهن (Fe) مي باشند. آنتي‌اكسيدانها در توانمندسازي پلي فنولها براي از بين بردن راديكالهاي آزاد موثرند و از اكسيداسيون ليپيدها جلوگيري مي كنند. از نظر صنايع غذايي هر تركيبي كه فساد ناشي از اكسيداسيون را به تأخير انداخته و يا ممانعت كند، آنتي‌اكسيدان ناميده مي‌شود. آنتي اكسيدانها از نظر منشاء به دو گروه تقسيم مي شوند؛ طبيعي و مصنوعي. آنتي اكسيدانهاي طبيعي شامل كاروتنوئيدها، اسيد سيتريك، آنزيمهايي مثل گلوكز اكسيداز و سوپراكسيد دسيموتاز، گيرنده هاي اكسيژن مثل اسيد اريتوربيك، اسيد آسكوربيك مي‌باشند. در مواد غذايي مختلف از جمله چاي، ادويه جات، غلات،‌ ميوه‌ها، سبزيجات به شرط رعايت اصول مصرف بهينه كود، تركيبات آنتي اكسيداني وجود داشته كه از اكسيداسيون چربيها جلوگيري مي‌كنند. كاكائو سه برابر چاي آنتي اكسيدان دارد. همچنين تحقيقات نشان مي‌دهد كه مواد شكلاتي درصد بالايي از تركيبات فنولي كه فلاوونوئيد ناميده مي‌شوند و نشانه حضور آنتي اكسيدانهايي هستند، بر عليه گسترش سرطان، بيماريهاي قلبي و ساير بيماريها مورد استفاده قرار مي‌گيرند. توت فرنگي و انار از ديگر محصولات حاوي آنتي اكسيدان هستند. آنتي‌اكسيدانها از آسيب سلولي ناشي از فعاليت راديكالهاي آزاد توليد شده در فرآيند جذب نور جلوگيري مي‌نمايند. راديكالهاي آزاد عوامل مضري براي بدن هستند. اين مواد ايمني بدن را پايين آورده و شيوع بيماريهاي قلبي و سرطان و 000 را تشديد مي كنند (ملكوتي و همكاران، 1384).

·  آهك دولوميتي (MgCO3 + CaCO3): آهكي است كه از كربنات كلسيم و مقدار كمي كربنات منيزيم تشكيل شده باشد. هر آهكي كه مقدار كمي منيزيم از دولوميت داشته آهك دولوميتي ناميده مي‌شود. غلظت كربنات منيزيم از يك الي 10 درصد متفاوت است.

·   آهك كلسيت (CaCO3): آهك تشكيل شده از كربنات كلسيم (حاصل از كلسيت) مي‌باشد. آهك كلسيت خالص داراي 40% كلسيم است. معمولاً به آن سنگ آهك كلسيته نيز مي‌گويند.

·   آهك هيدراته Ca(OH)2: آهكي است كه از هيدروكسيد كلسيم تشكيل يافته است. از خاك آهك هيدارته براي افزايش سريع pH استفاده مي‌شود.

·   آهك (CaO): به اين آهك اكسيد كلسيم نيز گفته مي‌شود. از لحاظ كشاورزي هر ماده‌اي كه حاوي كربنات، يا هيدروكسيد كلسيم يا منيزيم باشد و از آن براي خنثي سازي اسيديته محيط كشت استفاده شود آهك گويند. رايج‌ترين آهك‌كه استفاده مي‌شود آهك كلسيته، آهك دولوميتي، دولوميت و آهك هيدراته مي‌باشند (همچنين سنگ آهك نيز ناميده مي‌شود).

·   آمونيوم بدون آب (NH3) Anhydrous Ammonia : از آنجا كه آمونيوم بدون آب داراي 82 درصد نيتروژن است، مدتهاست كه بهترين يكي از منابع ارزان نيتروژن مطرح بوده و به اين جهت در كشورهاي غربي كود نيتروژنه غالب است. با توجه به ماهيت گازي شكل آن، اين كود بايد به داخل خاك مرطوب تزريق شود و بدين خاطر هزينه مصرف آن بالا مي‌باشد. اگر وسايل موجود قبل از لوله هاي تزريق خوب آب بندي نشده باشند، مقدار زيادي از نیتروژن به صورت گاز به هدر خواهد رفت. همچنين براي ممانعت از تلفات اين كود به صورت تصاعد گاز بايد دقت لازم بشود تا آمونيوم بدون آب حداقل به عمق 15 تا 20 سانتي‌‌متري خاك تزريق شود. اين موضوع بخصوص در مواردي كه بلافاصله بعد از كوددهي، كاشت بذر انجام مي‌شود، بسيار مهم تر است. چون آمونيوم بدون آب ممكن است به بذر نيز صدمه بزند. آمونيوم بدون آب كه داراي مزايا و معايبي نيز مي‌باشد. از جمله مزاياي آن اينكه به راحتي قابل استفاده در خاك بوده و سريعاً جذب گياه مي گردد. از معايب آن اينكه ماده اي خطرناك است و بايد تحت فشار نگهداري شود و براي مصرف وسايل بخصوصي نياز داشته و براي بالا بردن امنيت كاري آن، بايد روش حمل و نقل و مصرف صحيح آن به كارگران آموزش داده شود. در پاسخ به اينكه اصولاً آمونيوم بدون آب چيست؟ و چرا جابجايي آن مشكل است بايستي گفت كه آمونيوم بدون آب يك ماده شيميائي است كه از يك قسمت نيتروژن و سه قسمت هيدروژن تشكيل شده و يك ماده خطرناك در كشاورزي محسوب مي‌شود. گاز آمونيوم بدون رنگ و داراي بوي مشمئز كننده مي باشد. براي مصارف كشاورزي بايد تحت فشار قرار گيرد تا به مايع تبديل شود و در حالت مايع بايد در تانكرهاي مخصوص كه بتواند فشار 250 پوند بر اينچ يا در حدود 18 آتمسفر را تحمل نمايد، نگهداري شود. هنگامي كه فشار كم شود مايع تبديل به گاز مي شود. وقتي آمونيوم بدون آب با آب تماس بگيرد سريع با آن تركيب شده و در صورت تماس با بدن انسان باعث سوزش مي شود. همچنين آمونيوم بدون آب به نقاط حساس بدن مثل چشم بيشتر صدمه مي زند. فلزاتي مانند مس و روي در قبال آمونيوم مقاوم نيستند. براي نگهداري آن بايد از مخازني كه از فولاد مخصوص يا فلزات مقاوم ديگر ساخته شده‌اند، استفاده كرد. به علت خطرات كار با آمونيوم بدون آب بايد تسهيلات براي مراقبتهاي ويژه فراهم باشد و كمكهاي اوليه نيز در دسترس و موجود باشد و هميشه بايد مقدار زيادي آب تميز همراه تانكرهاي حاوي آمونيوم حمل شود تا فرد آسيب ديده بتواند سريعاً براي شستن چشم و بدن از آن استفاده نمايد. افراد بايد از لباسهاي مخصوص ماسك و ضد گاز كه چشم و ريه ها را محافظت مي كند استفاده كنند. از دستكشهاي مخصوص و بلند و همچنين پيراهن محكم بو غير قابل نفوذ بايد استفاده شود (خوانندگان محترم اگر بخاطر داشته باشند در جريان جنگ تحميلي 7 ساله صدام ملعون عليه جمهوري اسلامي ايران، مخصوصاً به هنگامي كه با موشك هاي دوربرد مناطق مسكوني شهرهاي مختلف مانند شيراز مورد هدف قرار مي‌گرفت، به ناچار مخازن گاز آمونياك تخليه گرديد تا در صورت اصابت موشك و انفجار، خطرات جاني و مالي در حداقل باشد.چنين به نظر مي رسد علي رغم خطراتي كه نام برده شد، اگر احتياطات اوليه رعايت و مواد اوليه مورد نياز مخصوصاً دستگاه تزريق آن مهيا گردد مصرف اين كود بالاترين كارايي را خواهد داشت و در اين رابطه تلاش براي راه اندازي چند دستگاه تزريق كننده پيشنهاد مي گردد.). نگهداري و استفاده از آمونيوم بدون آب بايد طبق استانداردهاي جهاني صورت گيرد. مثلاً رنگ تانكرهاي حمل بايد شفاف باشد تا نور را منعكس كند و باعث ايجاد گرما در روي سطح تانكر نگردد. بايد هميشه والو مخصوص تنظيم فشار داخل تانكر مربوط به سالم باشد تا دستگاه تنظيم شود. با توجه به اينكه خيلي از مشكلات و حوادث موقع جابجايي به وجود مي آيد، بايد دقيقاً مطابق با دستورالعمل طرز كار با دستگاه عمل نمود. طبق قانون افراد كمتر از 16 سال حق كار با دستگاه مربوط به استفاده از آمونيوم بدون آب را ندارند و بايد حتي الامكان فشار مايع درون تانكر 5 تا 10 پوند كمتر از ظرفيت مخزن باشد و نبايد بيش از 85 درصد ظرفيت تانكر پر باشد. علاوه بر آنكه آمونيوم بدون آب به عنوان كود به كار مي رود به علت جذب رطوبت،  آمونيوم بدون آب براي بعضي زراعتها مثل ذرت علوفه اي به عنوان يك عامل جلوگيري كننده از بيماريهاي قارچي دانه نيز بكار مي رود.

·   اثر متقابل پتاسيم با سديم (Interaction between K and Na): يكي از موارد مهم در فيزيولوژي جذب عناصر غذايي، رابطه بين پتاسيم (K) و سديم (Na) در شرايط تنش مي‌باشد و اينكه آيا پتاسيم در شرايط تنش (صدمه ديدن گياه) از گياه خارج مي‌شود يا خير؟ اين موضوع در مورد تنش شوري صادق است چون زماني كه تجمع غلظت‌هاي Na+، Cl- يا SO42- در سلول‌ها به آستانه خسارت برسد، اثرات ويژه يون بروز مي‌كند، تحت شرايط بدون شوري سيتوسول سلول‌هاي گياهان عالي داراي 200-100 ميلي‌مول يون پتاسيم و يك ميلي‌مول يون سديم هستند كه يك محيط يوني است كه در آن بسياري از آنزيم‌ها بطور مطلوب عمل مي‌كنند. نسبت غيرمتقارن Na+ به K+ و غلظت زياد كل نمك‌ها آنزيم‌ها را غيرفعال كرده و از ساخت پروتئين جلوگيري مي‌كند. در غلظت‌هاي زياد، Na+ در غشاي پلاسمايي تارهاي كشنده ريشه پنبه مي‌تواند جايگزين Ca2+ شود، در نتيجه تغييري در نفوذپذيري غشاي پلاسمايي ايجاد مي‌شود كه مي‌تواند به صورت نشت K+ به محلول اطراف ظاهر شود. البته مسئله ممانعت از ورود پتاسيم به درون گياه در اين شرايط به دليل زياد بودن غلظت سديم محلول خاك نيز در افزايش خسارت دخالت دارد. در مورد ساير عوامل تنش‌زا نظير آفات و بيماري‌ها اين موضوع صادق نيست. حساسيت زياد به بيماري‌هاي انگليسي در گياهان كه كمبود پتاسيم دارند، به نقش‌هاي سوخت و سازي پتاسيم مربوط مي‌شود. در گياهاني كه كمبود دارند، مراحل ساخت و ساز ماكرومولكولها (پروتئين، نشاسته و سلولز) در هم ريخته و تركيبات آلي با وزن مولكولي كم انباشته مي‌شوند. بنابراين در شرايطي كه عرضه پتاسيم خاك كمتر از نياز گياه باشد، افزايش در مصرف پتاسيم به افزايش رشد و كاهش ميزان تركيبات آلي با وزن مولكولي كم منجر مي‌شود (كشاورز و همكاران، 1383).       
       در مورد رابطه بين پتاسيم (K) و سديم (Na) نيز با عنايت به اينكه وجود پتاسيم و سديم براي تنظيم فشار اسمزي سلول‌هاي گياه، حيوان و انسان ضروري بوده و از طرف ديگر براي كنترل فشار خون افراد مي‌بايستي اين نسبت در حد متعادل نگهداشته شود، به همين دليل افراد مسني كه از درياچه‌هاي شور براي شنا استفاده مي‌كنند، مي‌بايستي حتماً از ميوه‌ها و سبزي‌هاي محتوي پتاسيم فراوان نظير موز استفاده نمايند. همچنين در افرادي كه عمل جراحي قلب دارند براي كنترل فشار خون از آمپول پتاسيم استفاده شود تا جبران دفع پتاسيم از بدن را كرده باشد. پزشكان چنين بيان مي‌دارند كه پتاسيم به هنگام جراحي از بدن دفع مي‌شود. در رابطه با نحوه دفع و جذب پتاسيم در گياهان نيز مي‌توان چنين بيان نمود كه در بين تمام كاتيونهاي موجود در گياهان، انتقال پتاسيم به درون و بيرون سلول مراحلي فعال بوده كه به وسيله آنزيم ATPase موجود درغشاء سلولي اعمال مي‌شود. اين مولكولهاي ATPase كه كانالهاي پتاسيم نيز خوانده مي‌شوند، از انرژي حاصل از هيدروليز ATP براي انتقال پتاسيم به درون سلول در جهت مخالف با پتانسيل الكتروشيميايي استفاده مي‌كنند. همانطور كه در مورد سلولهاي روزنه‌هاي برگ پيش مي‌آيد و يا اينكه پتاسيم را در موارد جريان‌هاي آوندي از داخل سلول‌ به داخل آوندها منتقل مي‌كنند (خلدبرين و اسلام‌زاده، 1381).

·   اثر متقابل كلسيم با بور (Interaction Between Ca and B): كمبود كلسيم و بور هر دو باعث افزايش تراوايي غشاء سلولي گياه مي‌شوند. بين اين دو عنصر برهمكنش منفي است. يعني با افزايش درجه حلاليت كلسيم (Ca)، از ميزان استفاده بودن بور (B) كاسته مي‌شود. طبق مستندات موجود با افزايش ميزان كلسيم (آهك‌دهي) به مقدار قابل توجهي از درجه حلاليت بور كاسته مي‌شود ولي عكس آن به دليل اختلاف در غلظت آنها (غلظت كلسيم درصد ولي غلظت بور ميلي‌گرم در كيلوگرم است) مطرح نمي‌باشد. Gupta و همكاران (1985) نيز وجود چنين برهمكنش منفي فيمابين كلسيم و بور را در گياهان گزارش نموده‌اند. در مورد بافتهاي گياهان، كلسيم و بور نقش مهمي در پايداري ساختمان غشاء سلولي با انجام مكانيزمهاي متفاوتي ايفاء مي‌كنند. كلسيم در اين رابطه به صورت پلي بين فسفوليپيدهاي غشاء پروتئين‌ها قرار مي‌گيرد و به اين ترتيب به پايداري و استحكام غشاء كمك مي‌كند. در عين حال عقيده بر اين است كه عنصر بور با تشكيل كمپلكس با گروه Cis-diole كه جزء ساختماني گلايكوپروتئين‌هاي غشاء هستند، استحكام غشاء سلولي را افزايش مي‌دهد. گياهاني كه با كمبود B مواجه هستند، با افزايش در ميزان نفوذپذيري غشاء سلولي نيز همراه مي‌باشند كه باعث نشت مايع از غشاء مي‌شود. كمبود كلسيم نيز اين عوارض را موجب مي‌شود.

از گزارشهاي مهم تحقيقي در رابطه با اثرات مثبت همكنش بور و كلسيم بر افزايش مقاومت حبوبات به تنش شوري از نظر تثبيت نیتروژن و كيفيت محصول مي‌باشد El-Hamdaoui) و همكاران، 2003). با اضافه كردن كلرور سديم (NaCl) به ميزان 75 ميلي‌مول به محلول كشت FP شرايط شور ايجاد شد كه باعث جلوگيري از تشكيل گره (Nodules) و تقليل در رشد
و جلوگيري از تثبيت نیتروژن به وسليه گياه نخود در همزيستي با ريزوبيوم نخود شد. همچنين غلظت Ca و B و K و Fe و غيره در اندام‌هاي هوايي و در ريشه و گره‌ها در حضور 75 ميلي مول در ليتر NaCl كاهش يافت. اما اضافه كردن مخلوط متعادل B و Ca (mMB 8/55 + mM Ca 72/2) به محلول كشت شور (با غلظت mM NaCl 75) كمبود اين عناصر غذايي در بافتها را جبران كرده و باعث مقاومت شديد گياه نخود به شوري شد. بر طبق تحقيقات Nielsen (1997) به طور كلي بور يك عنصر ضروري به مقدار كم براي انسان مي‌باشد. زيرا بور سبب تعادل غلظت عناصر در بدن گرديده و داراي اثرات ساختماني و واكنشي مفيد در مغز، اسكلت و سيستم ايمني است، بنابراين مصرف روزانه يك الي سه ميلي‌گرم براي انسان به صورت بوراكس (بورات سديم) قابل تجويز است.

براي بيش از 100 سال از بوراكس (بورات سديم) و اسيد بوريك براي نگهداري مواد غذايي نظير ماهي، گوشت، كره، سوسيس و کالباس استفاده مي‌شد و بعدها نيز تداوم اين امر به جز شير، تأييد گرديد. از اوايل قرن بيستم محققين مصرف بيش از 5/0 گرم اسيد بوريك در روز را براي انسان تجويز ننمودند و بيان داشتند كه اگر براي 50 روز اين مقدار روزانه مصرف شود سلامتي انسان (ناراحتي گوارشي) را تهديد خواهد كرد ولي از 1980 مصرف بور در تغذيه دام و انسان دچار دگرگوني گرديد. تحقيقات اخير نشان داده چنانچه در تغذيه طيور ميزان بور مصرفي در روز از 3/0 ميكروگرم در گرم جوجه كمتر مي‌شد، در رشد استخوان، مغز، سوخت و ساز عناصر پرمصرف، توليد انرژي، سيستم ايمني و توليد انسولين وقفه ايجاد مي‌گرديد. در دو گروه خانم‌هاي يائسه، در گروه اول تغذيه روزانه با 25/0 ميلي‌گرم بور در روز و در گروه دوم تغذيه با 3 ميلي‌گرم بور در روز پس از 49 روز مشاهده گرديد كه در گروه اول افراد با جذب پايين مس (Cu) و منيزيم (Mg) مواجه بودند ولي در گروه دوم جذب اين دو عنصر كافي بود. محققين چنين استنباط نمودند كه بور در سوخت و ساز عناصر پرانرژي، نيتروژن، استروژن و تكامل مغزي دخيل بوده است. مصرف مجاز بور چه براي دام و چه براي انسان در حد يك الي سه ميلي‌گرم در روز خالي از اشكال مي‌باشد. ايشان ميزان بور موجود در برخي از محصولات كشاورزي را به شرح زير گزارش نمودند (Neilsen، 1997):

جدول 1- ميزان بور موجود در برخي از محصولات كشاورزي

 

نام محصول

ميزان بور (B)

(ميلي‌گرم در كيلوگرم وزن تازه)

نام محصول

ميزان بور (B)

(ميلي‌گرم در كيلوگرم وزن تازه)

نام محصول

ميزان بور (B)

(ميلي‌گرم در كيلوگرم وزن تازه)

بادام‌زميني

80/13

لوبيا

76/4

سيب‌زميني

25/1

گردو

60/6

عسل

07/6

نان سفيد

20/0

هويج

60/4

انگور قرمز

60/4

شير

30/0

سيب، هلو، گلابي

83/2

كدو

65/2

موز

00/2

گوشت

20/0

آب سيب

88/1

نان سبو‌س‌دار

00/1

 

بر طبق گزارشهاي مختلف مصرف بور به ميزان 25/3-25/0 ميلي‌گرم در روز به وسيله زنان يائسه با افزايش غلظت Oestradiol (هورمون مهم Oestrogen از تخمدان) در پلاسما و افزايش Testosterone (هورمون استروئيدي مرد) در پلاسما و با كاهش ترشح كلسيم در ادرار همراه بوده است. در نتيجه مصرف بور براي جلوگيري از پوكي استخوان زنان يائسه تجويز مي‌شود. براي بررسي اين اثرات در زنان Beattie و Peace (1993) به مدت سه هفته يك گروه از زنان يائسه را با مصرف رژيم غذايي شامل بور 33/0 ميلي‌گرم بور در روز كنترل كرده و سپس به مدت سه هفته ديگر هر روز بور 3 ميلي‌گرم بور به رژيم قبلي آنها اضافه كردند. اندازه‌گيري جذب مينرالها به وسيله استخوان و دفع عناصر معدني از در اين بافت و همچنين تخمين ميزان هورمونهاي نامبرده در پلاسما و ترشح Pyridinium crosslink كه شاخص فعاليت بافت استخواني است، بعد از سه هفته اول (تحت رژيم فقير از بور) و دوباره بعد از سه هفته دوم (تحت رژيم غني از بور 33/3 ميلي‌گرم در روز) نشان داد كه مصرف بور اضافي اثري در اين اندازه‌گيريها نداشت. لازم به ذكر است كه تحت رژيم كمبود بور جذب كلسيم در دستگاه گوارشي و غلظت آن در خون و همچنين ميزان ترشح آن در ادرار افزايش يافت و اين اثر ممكن است اثرات كمبود بور را جبران كرده يا پوشانده باشد. اين محققين بيان داشتند كه زنان در زماني كه به سن يائسگي مي‌رسند دفع كلسيم از بدنشان افزايش مي‌يابد و براي ممانعت از كاهش سريع (دفع سريع) كلسيم از بدن در اين زمان، مصرف بور را به صورت بورات سديم (Na2B5O7) توصيه كردند منتها در حد 3-2 ميلي‌گرم در روز تجويز مي‌شود. مصرف اين ميزان بور به مدت 48 روز در تعدادي از زنان يائسه موجب كاهش دفع كلسيم شد و نقش مثبت بور در متابوليسم كلسيم و در نهايت استخوان را نشان داد. محققين بيان نمودند كه مصرف مواد غذايي با بور كم (در حد 3 ميلي‌گرم بور در روز) مي‌تواند در هورمون‌هايي كه در ساخت استخوان نقش دارند مخصوصاً در شرايط كمبود منيزيم مفيد باشد. در سلولهاي حيوانات عنصر بور به طور غير مستقيم بر تعادل كلسيم احتمالاً با متابوليزم ويتامين D اثر مي‌گذارد. از آنجا كه به نظر مي‌رسد بور در متابوليزم استخواني نقش داشته باشد، به خصوص همراه با ويتامين D و استروژن، لذا زنان بعد از يائسگي به مقدار كافي بور به منظور جلوگيري از پوكي استخوان نياز دارند. در خاتمه اگر ثابت شود مصرف روزانه حداكثر سه ميلي‌گرم بور از منبع اسيد بوريك و يا بورات سديم، اثرات مسموميت در بدن انسان نخواهد داشت، مي‌توان از دفع كلسيم اضافي در افراد مسن مخصوصاً در خانمهاي يائسه جلوگيري نمود.

·          اثر متقابل (Interaction): اثر متقابل مي‌تواند مثبت (Synergistic) مانند رابطه پتاسيم (K) با روي (Zn) باشد و يا مي‌تواند منفي (Antagonistic) مانند رابطه فسفر (P) با روي (Zn) و يا بور (B) با كلسيم (Ca) باشد. در رابطه با اثر متقابل مثبت (برهمكنش مثبت) مي‌توان چنين بيان نمود كه با افزايش ميزان يك عنصر غذايي نظير پتاسيم، ميزان استفاده عنصر ديگر نظير روي افزايش مي‌يابد. اين برهمكنش مثبت در آزمايش‌هاي متعددي در مزارع گندم و برنج در سطح مزرعه به كرات مشاهده شده است. در مقابل، در اثر متقابل منفي (برهمكنش منفي) با افزايش درجه حلاليت يك عنصر غذايي نظير فسفر (P)، از قابل استفاده بودن عنصر غذايي ديگر نظير روي (Zn) كاسته مي‌شود.

·          اثر باقيمانده (Residual Effect): مقداري از كودي كه در يك سال زراعي به خاك اضافه مي‌شود، جذب گياه و مقداري نيز در خاك براي سالهاي بعدي باقي مي‌ماند كه اين مقدار باقيمانده را اثر باقيمانده مي‌نامند. مثلاً آزمايشها نشان داده با مصرف سولفات روي در مزارع گندم تا 8 سال اثرات باقيمانده روي در محصول بعدي مشاهده مي‌گردد.

·          اندازه‌گيري غلظت نيترات پاي بوته (PSNT)  Pre-Soil Nitrate Test: در اين روش كه در دهه 1990 در آمريكا مطرح گرديد، براي صرفه‌جويي در مصرف كودهاي نيتروژنه و حفظ محيط زيست، از مصرف قبل از كاشت كودهاي نيتروژنه جلوگيري نموده و در مقابل پس از يك ماه از زمان كاشت (مثلاً در مورد ذرت) از پاي بوته گياه نمونه ‌برداري خاك به عمل آورده و غلظت نيترات را در نمونه خاك اندازه‌گيري مي‌كنند. اگر غلظت نيترات به طور متوسط از 20 ميلي‌گرم در كيلوگرم بيشتر باشد، كود مصرف نمي‌كنند و اگر كمتر باشد، بر مبناي فاصله از ميانگين مصرف مي‌شود. با اعمال اين روش فقط در ايالت آيوا در يك سال زراعي بيش از 300 هزار تن كود نيتروژنه صرفه‌جويي گرديد و اين در حالي بود كه فقط يك درصد از توليد ذرت كم شده بود (ملكوتي و همكاران، 1384).

·          اسيد فيتيك (Phytic Acid): اسيد فيتيك با فرمول (C6H18O24P6) كه منشاء تركيبات فسفري بوده و با ضريب غلظت فسفر در دانه گندم در ضريب 55/3 به دست مي‌آيد. چنانچه در هر ماده غذايي غلظت اسيد فيتيك بالا باشد، اسيد فيتيك در سيستم گوارشي با يكي از كاتيونهاي فلزي تركيب و توليد نمك فيتات (Phytate) مي‌نمايد (فيتات كلسيم، فيتات منيزيم، فيتات آهن، فيتات روي و 000) و بدين ترتيب اين اسيد فيتيك اجازه جذب كاتيونهاي دو ظرفيتي را به انسان نمي‌دهد.

·          اسيد هوميك (Humic Acid): اسيد هوميك  با وزن مولكولي 300,000-30,000 دالتون سبب تشكيل كمپلكس پايدار و نامحلول (كندرها) با فلزات ميكرو (ريزمغذي) مي‌گردد. اسيدهاي هوميك سبب بهبود خصوصيات فيزيكي، شيميائي و بيولوژيكي خاك مي‌گردند.

·          اسيدهاي آلي (Organic Acids): ريشه گياهان قادرند در محيط فعاليت خود (ريزوسفر) تحت شرايطي اسيدهاي آلي را ترشح نمايند. اسيدهاي آلي مانند سيترات (Citrate)، اگزالات (Oxalate) و مالات (Malate) در بسياري از فرآيندهاي ريشه شركت مي‌كنند كه اين فرآيندها شامل سهولت جذب عناصر غذايي، سميت‌زدايي فلزي، هوازدگي مينرالي و جذب بيمارگرها مي‌باشد. البته تا زماني كه مكانيسم رهاسازي اسيدهاي آلي و سرنوشت اين تركيبات در خاك كاملاً درك نشود، ارزيابي كامل نقش اسيدهاي آلي در فرآيندهاي فوق‌الذكر مقدور نخواهد بود. بطور خلاصه، رهاسازي اسيدهاي آلي از ريشه‌ها در پاسخ به تعدادي از تنش‌هاي محيطي از قبيل كمبود فسفر و كمبود آهن تشخيص داده شده است كه البته به نوع گونه‌ گياهي نيز بستگي دارد. از طرفي در اين بررسي جذب اسيدهاي آلي توسط مينرالهاي خاك و نيز معدني شدن ميكروبي آنها نقش بسيار اساسي در كارايي اسيدهاي آلي در فرآيندهاي ريزوسفر دارند. اسيدهاي آلي از اجزاي اصلي ترشحات ريشه هستند و توسط بسياري از دانشمندان به عنوان مكانيسمي براي قابل جذب نمودن عناصر غذايي در ريزوسفر فرض شده‌اند. اسيدهاي آلي تركيبات كربني هستند كه داراي حداقل يك گروه كربوكسيل مي‌باشند. اگرچه اين تعريف، گروه بزرگي از تركيبات را با تنوع ساختماني از اسيدهاي چرب و اسيدهاي آمينه تا تركيبات ثانويه متابوليسم در بر مي‌گيرد ولي اين بررسي بر روي اسيدهاي آلي با وزن مولكولي كم مانند سيترات، مالات، اگزالات، فامارات و مالونات تمركز دارد. گروه كربوكسيل باعث ايجاد بار منفي در اسيدهاي آلي مي‌شود و بسته به تعداد گروههاي كربوكسيل، اسيدهاي آلي شامل بارهاي منفي متفاوت مي‌باشند و به اين دليل قادر هستند با كاتيون‌هاي فلزي محلول تشكيل كمپلكس داده و يا جايگزين آنيون‌ها در خاك گردند.

·          اسيدي كردن آب آبياري (Acidification): تزريق اسيد به آب آبياري يا محلول غذايي براي خنثي‌سازي بي‌كربنات و كاهش pH آب را اسيدي كردن مي‌گويند. اسيدي كردن آب آبياري عبارت است از كاهش pH و بي‌كربنات آب آبياري با كمك اسيد سولفوريك. اسيدي كردن: فرآيند تهيه محلول يا موادي كه خاصيت اسيدي زياد دارند (pH كمتر از 7 باشد). در آبياري اصطلاح اسيدي كردن به اضافه نمودن اسيد به آب آبياري گفته مي‌شود كه براي كاهش pH و حذف بي‌كربنات آب آبياري مصرف مي‌گردد.

·          ايندول استيك اسيد (IAA) Indol-3-Acetic Acid: مهمترين هورمون گياهي در گروه اكسين‌ها، ايندول استيك اسيد (IAA) مي‌باشد. بيش از 80 درصد ميكروارگانيسم‌هاي ريزوسفري توانايي سنتز و ترشح (IAA) را دارند. مقادير مختلف IAA اثرات فيزيولوژيكي گوناگوني را در گياهان سبب مي‌شوند. به طوريكه مشاهده شده است، مقادير بالاي IAA با افزايش اتيلن گياهي موجب كاهش رشد طولي ريشه مي‌گردد و مقادير پايين‌ آن موجب تحريك رشد طولي ريشه مي‌گردد. اخيراً محققين موسسه تحقيقات خاك و آب باكتريهايي را از خاك جداسازي نموده‌اند كه قادرند IAA ترشح نمايند. با كاربرد اين باكتريها در ريشه‌زايي قلمه‌ها به ويژه قلمه زيتون، مي‌توان از مصرف IAA وارداتي كاست.

·          امنيت غذايي (Food Security): امنيت غذايي به معني اطمينان از دسترسي همه مردم به غذاي كافي، سالم و مغذي در تمام اوقات به منظور داشتن زندگي سالم و فعال مي‌باشد. در بيانيه جهاني غذا، حاصلخيزي خاك به عنوان كليد امنيت غذايي و كشاورزي پايدار بيان گرديده است. مطالعات فائو نشان داده است كه در برنامه كودي فائو، حدود 55 درصد افزايش توليد در اثر مصرف بهينه كود بوده است. مطالعات گروه مشورتي تحقيقات بين المللي كشاورزي (CGIAR) برآورد نموده است كه، ذخيره اراضي حاصل از همه تلاشهاي تحقيقاتي براي افزايش عملكرد در واحد سطح بيش از 400 ميليون هكتار بوده و در اين ميان سهم كودهاي شيميايي را 30 تا 50 درصد اين ذخيره‌سازي اعلام مي‌نمايد. از طرف ديگر پذيرش بخش كشاورزي به عنوان ابزار اوليه كاهش سوء تغذيه به صورت پايدار مورد تأكيد همگان است. در اين ميان مديريت سيستمهاي زراعي از جمله كودهاي شيميايي، وارد كردن بقولات، انتخاب ارقام با جذب عناصر غذايي كم مصرف بالا، طراحي سيستمهاي كشت با توجه به نيازهاي انساني، به خوبي مي‌تواند آن را تأمين نمايد.

·          افزايش توليد در واحد سطح (Intensification): تمركز بر افزايش توليد در واحد سطح يكي از مهمترين راهبردهاي كشور مي‌باشد تا كليه عوامل مؤثر در توليد به كار گرفته شود. در بيانيه جهاني غذا، حاصلخيزي خاك به عنوان كليد امنيت غذايي و كشاورزي پايدار بيان گرديده و مطالعات فائو نشان داده است كه در برنامه كودي فائو، حدود 55 درصد افزايش توليد در اثر مصرف بهينه كود بوده است. مطالعات گروه مشورتي تحقيقات بين المللي كشاورزي (CGIAR) برآورد نموده است كه، ذخيره اراضي حاصل از همه تلاشهاي تحقيقاتي براي افزايش عملكرد در واحد سطح بيش از 400 ميليون هكتار بوده و در اين ميان سهم كودهاي شيميايي را 30 تا 50 درصد اين ذخيره‌سازي اعلام مي‌نمايد. از طرف ديگر پذيرش بخش كشاورزي به عنوان ابزار اوليه كاهش سوء تغذيه به صورت پايدار مورد تأكيد همگان است و در اين ميان مديريت سيستمهاي زراعي از جمله كودهاي شيميايي، وارد كردن بقولات، انتخاب ارقام با جذب عناصر غذايي كم مصرف بالا، طراحي سيستمهاي كشت با توجه به نيازهاي انساني، به خوبي مي‌تواند آن را تأمين نمايد. بنابراين تنها راه، افزايش توليد در واحد سطح (Intensification)  خواهد بود، در هندوستان و چين در سه دهه گذشته (92-1961) اين مسئله به خوبي تجربه شده است. به عبارت ديگر، افزايش توليد محصولات كشاورزي در هندوستان كه در سال 1961، 162 و در سال 1992 به 400 ميليون تن و در چين از 87 به 200 ميليون تن ساليانه رسيد، تنها عمدتاً از طريق بهبود تكنولوژي (مصرف بهينه كود) بوده است. چه مصرف بهينه كود و آب موثرترين، سريع‌ترين، سهل الوصول‌ترين و اقتصادي‌ترين راه تحقق طرح افزايش عملكرد هكتاري محصولات كشاورزي در دهه 80 مي‌باشد. بنا به گزارش سازمان خواربار و كشاورزي جهاني (FAO) بين 40 تا 60 درصد (حداقل 33 درصد) افزايش توليدات كشاورزي در جهان طي سه دهه گذشته مرهون مصرف كودهاي شيميايي است. در كشورهايي كه مصرف كود در آنها بهينه است اين افزايش حداكثر مي‌باشد. ديوف مدير FAO در پيامي به مناسبت روز جهاني غذا (2001) اعلام نمود كه كمبود عناصر ريزمغذي، سالانه در كشورهاي در حال توسعه بيش از 128 ميليارد دلار خسارت به محصولات كشاورزي وارد مي‌كند. اگر نقش ريزمغذيها در ارتقاء سطح سلامت جامعه نيز مطرح باشد در چنين شرايطي خسارات وارده به سلامت جامعه قابل محاسبه نخواهد بود (بلالي و اميني رنجبر، 1382)

·          ارقام كارا (Efficient Cultivars): ارقامي كه در شرايط مشابه توانمندي بالايي در جذب عناصر غذايي من‌جمله فسفر-كارا (P-efficient) و روي -كارا (Zn-efficient) دارند. در هزاره سوم براي تحقق امر غني‌سازي محصولات كشاورزي، بيشترين تلاش محققين در توليد ارقام با كارايي بيشتر (جذب عناصر غذايي بيشتر در شرايط تنشي) مي‌باشد.

·          ارقام ناكارا (Inefficient Cultivars): ارقامي كه در شرايط مشابه توانمندي پائيني در جذب عناصر غذايي من‌جمله فسفر-ناكارا (P-inefficient) و روي -ناكارا (Zn-efficient) دارند. عكس‌العمل ارقام گياهي در جذب عناصر غذايي از چهار حالت پاسخ‌دهنده كارا Efficient-Responder (E-R)؛ پاسخ‌دهنده ناكارا Inefficient – Responder (IE-R)؛ بي‌تفاوت كارا Efficient-non Responder (E-NR) و بي‌تفاوت ناكارا Inefficient – non Responder (IE-NR) نمي‌تواند خارج باشد:

·          انتقال مجدد (Retranslocation): اين واژه عمدتاً در مورد انتقال مجدد تركيبات مختلف مابين اندامهاي مختلف گياهي به ويژه از برگ به دانه و يا از ساقه به دانه عمدتاً در مراحل انتهايي رشد گياهان مطرح مي‌گردد.

·          اسكالد (Scald): يكي از ناهنجاريهاي فيزيولوژيكي (تغذيه‌اي) در ميوه‌ها مي‌باشد كه عمدتاً در اثر سوء مديريت كودي به ويژه كمبود كلسيم (Ca) به صورت ظهور لكه‌هايي در روي پوسته خارجي سيب نمايان مي‌شود.

·                   اتيلن (Ethylene): اتيلن يكي از هورمون‌هاي گياهي است كه سبب تحريك و تسريع پيري مي‌شود. تنش‌هاي تغذيه‌اي در گياهان سبب تحريك توليد اين هورمون و پيري زودرس مي‌شود. با برداشت ديرهنگام ميوه درختان به ويژه سيب اتيلن در آنها تشكيل مي‌گردد كه سبب كاهش طول عمر پس از برداشت مي‌شود.

·          اصلاح خاك (Mitigation): به هر نوع عملياتي كه سبب اصلاح خصوصيات فيزيكوشيميايي و بيولوژيكي خاكهاي زراعي گردد، اطلاق مي‌گردد.

·          اكسيدهاي آهن و آلومينيوم (R2O3): در خاك فسفات‌هاي وارداتي و يا توليد داخل مجموع اكسيدهاي آهن و آلومينوم را با R2O-3 نشان مي‌دهند و اگر درصد R2O-3 از 5/3 درصد بيشتر باشد در فرآيند توليد كودهاي فسفاتی آزاد شدن فسفر، پي به استفاده بسيار دشوار و كند خواهد برد و هر چه اين نسبت پايين باشد بهتر خواهد بود و  براي همين است كه مي‌گويند در خاك فسفات‌ها بايستي اين نسبت كمتر از 5/2 درصد باشد.

·          الگوي كشت (Caltivation Pattern): با عنايت به عضويت احتمالي ايران در سازمان تجارت جهاني (WTO) و دشواري‌هاي ناشي از كمبود آب و زمين مي‌بايستي در توليدات كشاورزي جنبه اقتصاد نيز در نظر گرفته شود. در مثال زير اين موضوع به وضوح بيان شده است. دليل تغيير الگوي كشت در مزرعه فدك (قم) را محاسبه بيان نماييد. ميزان بارندگي سالانه در منطقه قم 150 ميلي‌متر، ميزان آب مصرفي براي مزرعه گندم 4500 مترمكعب و براي باغ زيتون 2500 مترمكعب، عملكرد متوسط گندم 6000 كيلوگرم در هكتار و زيتون 10000 كيلوگرم در هكتار مي‌باشد. با فرض آنكه قيمت هر كيلوگرم زيتون 6000 ريال و قيمت هر كيلوگرم گندم 2200 ريال باشد، ارزش افزوده را نيز حساب كنيد.

ميزان آب نزولي در هر هكتار (مترمكعب)                                                                                          1500 = 10000 × 150

ميزان آب مصرفي در هر هكتار براي گندم (مترمكعب)                                                                 6000 = 1500 + 4500

ميزان آب مصرفي در هر هكتار براي زيتون (مترمكعب)                                                                             4000 = 1500 + 2500

كارايي آب براي گندم (كيلوگرم در مترمكعب)                                                                                     1= 6000/6000

كارايي آب براي زيتون (كيلوگرم در مترمكعب)                                                                                                              5/2 = 4000/10000

چون در باغ زيتون به ازاء هر مترمكعب آب مصرفي 5/2 كيلوگرم زيتون به عبارت ديگر 15000 ريال توليد مي‌شود ولي در مزرعه گندم به ازاء هر مترمكعب آب مصرفي 1 كيلوگرم يعني 2200 ريال درآمد وجود دارد، لذا ايشان با تغيير الگوي كشت حدود 7 برابر (8/6=2200/15000) ارزش افزوده بيشتري كسب مي‌نمايند. به همين دليل ايشان در اراضي شور قم اين تغيير كشت را انجام دادند.

·          اوره (Urea) : اوره از تركيب آمونياك و گازكربنيك در شرايط حرارت و فشار بالا توليد مي شود. درصد نیتروژن آن بيش از دو برابر نیتروژن سولفات آمونيوم (21 درصد) است. اوره از نظر واحد نیتروژن مناسب ترين كود جامد مي‌باشد. اوره در خاك هيدروليز شده و به كربنات آمونيوم تبديل مي‌شود و مي‌تواند مستقيماً مورد استفاده قرار گرفته و يا توسط ميكروارگانيزمها به نيترات تبديل و به مصرف گياه برسد. اوره به صورت دانه هاي سفيد كوچك است و اصطلاحاً به كود شكري معروف است. متأسفانه بيش از 90 درصد كود نيتروژني مصرفي در ايران را به خود اختصاص داده است. اوره با 46 درصد نيتروژن يكي از پرمصرف‌ترين كودهاي جامد است. درصد بالاي نيتروژن و قيمت پائين، اوره را در كشور به عنوان يك جايگزين مناسب براي آمونيوم بدون آب قرار داده است. بايد توجه داشت كه پخش سطحي كود اوره در خاكهاي بدون خاك ورزي داراي مشكلاتي است بطوريكه مقدار قابل ملاحظه‌اي نيتروژن از طريق تصعيد هدر مي رود. چون اوره پويايي بسيار بالايي دارد بنابراين در مصرف قبل از كاشت آن بايستي تأمل بيشتري نمود و لازم است در حد امكان مصرف آن به صورت تقسيط مكرر باشد. در حال حاضر درصد بازيافت و كارايي اين كود در كشور ما بسيا�%B

 

 

+ نوشته شده توسط میلاد میرزایی امینیان در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت 9:19 |
+ نوشته شده توسط میلاد میرزایی امینیان در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 8:28 |
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:39 توسط محمد کریم زاده عقدا | 3 نظر
+ نوشته شده توسط میلاد میرزایی امینیان در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 8:20 |

تحقيقات نشان داده است خاک هاي ايران از نظر مواد نيتروژني فقير و اکثرا با کمبود فسفر مواجه هستند از اين رو مصرف کودهاي شيميايي در کشور با رشدي روزافزون همراه بوده است.

استفاده بي رويه از کودهاي شيميايي اگرچه در کوتاه مدت مواد مغذي مورد نياز اراضي کشاورزي را تامين و بهره برداري بيش از اندازه را ممکن مي کند، ولي در بلندمدت باعث از بين رفتن کيفيت خاک ، افت حاصلخيزي و در نتيجه فرسايش خاک مي شود.

بررسي ها نشان مي دهد مولفه هاي غيرمستقيم همانند آب و هوا، رشد جمعيت و عوامل اقتصادي در تخريب زمين موثرند. آب و هوا در بخش هاي مختلف کشور اثرات متفاوتي بر خاک دارد. به طور مثال ، خاک استان هاي حاشيه درياي خزر بيشتر در معرض فرسايش ناشي از آب قرار دارد و حال آن که در نواحي بياباني و کويري فرسايش ناشي از باد حاکم است .

افزايش جمعيت نيز باعث بهره برداري بيش از ظرفيت خاک مي شود. در 40سال گذشته جمعيت کشور بيش از 3برابر شده ؛ در حالي که مساحت اراضي مفيد کاهش يافته است. از سوي ديگر، عوامل اقتصادي باعث استفاده مکرر از زمين مي شود که اين امر کيفيت خاک را پايين مي آورد. همچنين افزايش قيمت زمين و تجارت اراضي کشاورزي ، تغيير کاربري زمين هاي کشاورزي را در پي دارد.

کارشناسان معتقدند فعاليت هاي مرتبط با کشاورزي مي توانند از مهم ترين عوامل تخريبي زمين باشند. زراعت و کشت نادرست در اراضي کشاورزي ، شيوه سنتي آبياري ، استفاده از سموم و آفت کش ها، شخم زدن نامناسب ، استفاده نشدن از وسايل مدرن کشاورزي و کاشت فشرده از عوامل تخريب زمين در اثر فعاليت هاي کشاورزي است .

تغيير کاربري اراضي :

مهاجرت روستاييان به شهرها، افزايش جمعيت در شهرها و روستاها، تبديل روستاها به شهرها و احداث جاده ها و راه هاي ارتباطي از جمله عوامل موثر در تخريب زمين و خاک هستند. به اين ترتيب عواملي چون ساخت و ساز در حاشيه شهرها و استقرار صنايع و توليد مصالح ساختماني موجب فشردگي و متراکم شدن خاک بر اثر توسعه ساخت و سازها و پوشيده شدن خاک از آسفالت ، سنگ و ساختمان مي شود از اين رو فعاليت بيولوژيک خاک در شهرها و حاشيه آنها را مختل مي کند. علاوه بر اين کاربري اراضي براي احداث واحدهاي مسکوني و تجاري نيز تغيير مي کند.

همچنين رشد شهرنشيني افزايش پسماندهاي شهري را در پي دارد و تجزيه ناپذير بودن بعضي از اين مواد از قبيل پلاستيک ها باعث آلودگي خاک مي شود که صرف هزينه هاي گزاف و زمان طولاني نيز نمي تواند آنچنان که بايد به حيات اوليه خاک کمک موثري کند.

بهره برداري از جنگل :

جنگل از مهم ترين ثروت هاي طبيعي هر کشور و نيز از مهم ترين سامانه هاي حيات وحش به شمار مي آيد. قطع درختان و نابودي جنگل ها باعث از دست رفتن قدرت نگهداري آب باران به وسيله گياهان مي شود و در نتيجه امکان ذخيره شدن آب در خاک از ميان مي رود و به دنبال آن فرسايش آغاز مي شود.

عوامل متعددي همچون بي توجهي به ارزش هاي زيست محيطي و تنوع زيستي ، ساماندهي نکردن مراکز جمعيتي و مشاغل داخل و حاشيه جنگل ها، بهره برداري بي رويه و غيراصولي و کم بازده ، بهره برداري غيرمجاز و قاچاق را مي توان موارد موثر در تخريب وسيع اين منابع ارزشمند شمرد.

براساس مستندات دومين گزارش وضعيت محيط زيست ايران ، طبق برآوردها در مدت چند دهه گذشته ، سطح جنگل هاي کشور از حدود 18 به 4/12 ميليون هکتار و سطح جنگل هاي شمال کشور نيز از حدود 4/3 به 8/1 ميليون هکتار کاهش يافته است .

استفاده از چوب در مصارف صنعتي و تزييني مانند کاغذ و مبلمان يکي از عمده ترين دلايل براي قطع درختان است . بررسي ها نشان مي دهد ميزان توليد چوب هاي الواري و تراورس در سال هاي اخير از جنگل هاي شمال روبه کاهش گذاشته اما اين روند قبل از سال 1384افزايش داشته است که به سطح 79هزار متر مکعب در سال رسيده بود.

ميزان توليد گرده بينه ، الواري و تراورس ، تيري ، تونلي ، کاتين و هيزم نيز در سال هاي اخير در مقايسه با قبل از سال 1382کاهش داشته است .

همچنين در سال هاي گذشته با وجود گسترش سطح کاشت درختان مختلف شيوه غلط بهره برداري از اراضي و جنگل ها موجب انهدام بخش وسيعي از پوشش گياهي شده است. جنگل نشينان ، روستاييان و عشاير به لحاظ شيوه معيشتي خود به منابع جنگلي وابسته اند و بسياري از مايحتاج خود ازجمله سوخت را از اين منبع تامين مي کنند.

براساس گزارش وضعيت محيط زيست ايران ، مطالعات در زمينه ميزان برداشت غيرمجاز به صورت سالانه از جنگل هاي شمال کشور نشان مي دهد حدود 3ميليون مترمکعب و از جنگل ها، مراتع و ساير مناطق حدود 7/10 ميليون مترمکعب چوب و 35هزار تن بوته براي مصرف سوخت و تامين انرژي برداشت غيرمجاز صورت مي گيرد.

يکي ديگر از نمونه هاي بارز تخريب خاک ، استفاده از جنگل هاي تنک براي کشت غلات با انگيزه گسترش اراضي و در ادامه آن ، برداشتن موانع ادوات کشاورزي است . از اين رو، قطع درختان باعث کاهش پوشش گياهي ، جاري شدن آب در سطح زمين و افزايش هدر رفتن خاک در اثر روانساب مي شود.

آتش سوزي نيز به نابودي جنگل ها منجر مي شود. انسان اصلي ترين عامل بروز آتش سوزي در جنگل است . آتش نه تنها باعث کاهش مساحت جنگل مي شود، بلکه روي کرم ها و جمعيت هاي ميکروبي درون خاک نيز تاثير مي گذارد که تنها در يک دوره از دهه گذشته بيش از 500فقره آتش سوزي گزارش شده است که به از بين رفتن بيش از 5هزار هکتار جنگل منجر شد.

بهره برداري از مراتع :

مراتع بخش مهمي از پوشش گياهي هستند و از ميان بردن آنها به فرسايش خاک منجر مي شود. بين پوشش گياهي و محيط زيست تعادل بسيار حساسي وجود دارد. برهم زدن اين تعادل در 15تا 20سال گذشته باعث از ميان رفتن پوشش گياهي شده است .

همچنين علاوه بر کمبود بارندگي در برخي نقاط کشور، بيلان هيدروکليماتولوژي کشور نيز مبين غلبه تبخير بر بارندگي در حوزه هاي آبريز کشور است.

مرتع ، پوشش حفاظتي خاک است و چراي مفرط و بي رويه دام بشدت از مقاومت خاک در برابر فرسايش مي کاهد. چراي زودرس فرصت ذخيره سازي را به گياهان مرتعي نمي دهد. همچنين چراي متوالي با فواصل کم پس از ضعيف شدن مرتع ، آن را نابود مي کند. افزون بر اين ، تبديل مراتع به اراضي کشاورزي جهت زراعت ديم نيز موجب تخريب مراتع مي شود.

چراي بي رويه علاوه بر از ميان بردن بسياري از گونه هاي گياهي باارزش ، به از بين رفتن پوشش گياهي نيز منجر مي شود. پيامد اين مساله ايجاد روانساب سطحي و افزايش تبخير آب از سطح خاک است که باعث افزايش ميزان نمک در لايه هاي بالاي خاک مي شود.

آتش سوزي در مراتع نيز همچون آتش سوزي در جنگل ها آثار زيانباري بر خاک دارد. از ميان رفتن موجودات ميکروبي سطح خاک ، مهم ترين آسيب اين عامل است . بررسي ها نشان مي دهد، بقاياي محصولات کشاورزي ، مخازن پرارزشي در توليد ماده آلي خاک هستند.

دانه هاي ذرت ، برنج ، گندم و ديگر محصولات ، غذاي انسان و دام را تشکيل مي دهند. به طور متوسط به ازاي هر کيلوگرم دانه ذرت ، 5/1 کيلوگرم ساقه ، برگ ، ريشه و آنچه به اصطلاح بقاياي گياهي ناميده مي شود، پديد مي آيد که غذاي مناسبي براي ريز جانداران خاکي است و سرانجام ماده آلي خاک را پديد مي آورد.

افزايش ماده آلي خاک ، فرآيندهاي زيستي خاک را تشديد مي کند و به خاک زندگي مي بخشد. کشاورزان اين بقاياي بسيار مهم را مي سوزانند، با سوزاندن بقاياي گياهي قسمت عمده کربن (بين 50 تا 70 درصد ماده آلي) به O2 تبديل مي شود و هدر مي رود.

معدن کاوي

ايران کشوري معدني است و فعاليت هاي استخراج معادن ، محيط زيست را تحت تاثير قرار مي دهد. حفاري ها، انفجار سنگ هاي معدني و حفر معادن باعث تغييرات و تخريب سطح و اعماق زمين مي شود. آمار نشان مي دهد فعاليت هاي معدن کاوي در حال افزايش است از اين رو ارزيابي هاي زيست محيطي و اجراي برنامه هايي به منظور احياي اراضي تخريب شده بسيار ضروري است.

کشورهاي توسعه يافته به دستاوردهاي ارزشمندي در اين راستا دست يافتند که استفاده از تجربيات آنها در احياي زمين هاي معدن کاوي شده ايران نيز موثر است.

+ نوشته شده توسط میلاد میرزایی امینیان در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 8:7 |

فسفر (P)

            فسفر یكی دیگر از عناصری است كه به مقدار زیاد مورد نیاز درختان میوه می‌باشد. به اشكال H2PO4-- و HPO4-- ، بیشتر از اشكال دیگر جذب می‌شود. فسفر در خاك بصورت سنگ فسفات، خاك فسفات و تركیبات آلی فسفات وجود دارد و شكل معدنی آن بیشتر از شكل آلی می‌باشد. میزان فسفر بخصوص به شكل آلی در افقهای سطحی بیشتر از افقهای زیرین خاك می‌باشد. مقدار متوسط آن در خاك 22/0 تا 1 درصد می‌باشد و متوسط غلظت آن در گیاه 1/0 تا 5/0 درصد می‌باشد. و یكی از نامحلول ترین و سخت متحرك ترین عناصر در خاك می‌باشد و pH خاك در جذب آن بسیار مؤثر است. مناسبترین pH برای جذب فسفر از خاك توسط درختان میوه 5/6 تا 7 می‌باشد. فسفر اثر رقابتی با سایر عناصر دارد بطور مثال محققین معتقدند كه افزایش بیش از حد فسفر باعث اختلال در جذب آهن و یا بروز علائم كمبود آن شود. همچنین كلسیم زیاد در خاك  (خاكهای  آهكی ) باعث كاهش فسفر قابل دسترس برای درختان میوه می‌شود و یا ازت بطور غیر مستقیم باعث افزایش جذب فسفر توسط گیاه می‌شود.

نقش فسفر در درختان میوه

فسفر به عنوان یك عنصر ساختمانی در ساخت اسیدهای نوكلئیك نقش دارد و این اسید‌ها ناقل اطلاعات ژنتیكی در گیاه می‌باشند. فسفر عمده ترین ماده‌ای است كه سبب خاصیت اسیدی اسیدنوكلئیك می‌شود. فسفر در انتقال انرژی در درختان میوه نقش دارد بنابر این در فعالیت متابولیكی گیاه نقش داشته و بطور غیر مستقیم بر عملكرد محصولات از این طریق تأثیر می‌گذارد. فسفر بصورت تركیبات آلی فیتات در گیاه ذخیره می‌شود و به همراه سایر عناصر در ساختمان دانة گرده شركت دارد. این عنصر در تشكیل بذر نقشی اساسی داشته و به مقدار زیاد در بذر و میوه یافت می‌شود. افزایش بیش از حد این ماده در محصولات باغی احتمالا باعث كاهش كیفیت غذایی آن  می‌شود (كه مربوط به نسبت اسید فیتیك به روی می‌باشد).

علائم كمبود و بیش بود فسفر

          گاهی علائم كمبود فسفر شبیه ازت می‌باشد. در كمبود فسفر رشد بخش هوایی و ریشه هر دو كند و یا متوقف می‌شود. برگها كوتاه، باریك و نازك می‌شوند و در این حالت دمبرگها زاویة كوچكی را با شاخه تشكیل می‌دهند. رشد طولی گیاه عمودی بوده و شاخه‌های جانبی كمتر رشد می‌یابند. تعداد برگها كاهش یافته وجوانه‌ها می‌میرند و تعداد شكوفه‌ها كاهش می‌یابد بنابراین از محصول میوه نیز كاسته می‌شود. برگها به رنگ سبز تیره مایل به آبی یا ارغوانی در می‌آیند و گاهی لكه‌ها و یا نوارهایی به همین رنگ بر روی پهنك برگ ظاهر می‌شود. رنگ ارغوانی كه مربوط به مادة آنتوسیانین می‌باشد از مشخص ترین علائم كمبود فسفر در درختان میوه می‌باشد. كمبود فسفر فعل و انفعالات سوخت و ساز نظیر تبدیل قند به نشاسته را متوقف می‌سازد و در نهایت آنتوسیانین در برگ تشكیل می‌شود. علائم كمبود در برگهای پیر مشاهده می‌شود و برگهای جوان سرشاخه‌ها به رنگ سبز طبیعی باقی می‌مانند. در هنگام كمبود فسفر در بعضی از میوه ها، گوشت میوه نرم و شیرة میوه خیلی ترش و خاصیت انباری آن كاهش می‌یابد.

راههای جلوگیری از كمبود و بیش بود فسفر

كودهای رایج برای مصرف در باغهای میوه عبارتند از سوپر فسفات ساده، سوپر فسفات تریپل، فسفات آمونیوم و دو كود جدید كه اخیراً به مصرف می‌رسد یعنی بیوفسفات طلایی و كود فسفاته میكروبی می‌باشد. سوپر فسفات ساده حاوی 20% P2O5 وسوپر فسفات تریپل حاوی 46% P2O5  هستند. مونوفسفات آمونیوم دارای 11% ازت و 48% P2O5 است. فسفاتهای آمونیوم به دلیل داشتن عیار بالای مواد غذایی و تمایل كم به جذب رطوبت و كلوخه شدن، مصرف بیشتری دارند. بیوفسفات طلایی با داشتن 20% P2O5 ، گوگرد و روی و كود فسفاتة میكروبی پودری با داشتن حدود 20%  P2O5 گوگرد و روی به عنوان كودهای مناسب فسفر دار برای مصرف در باغهای میوه شناخته شده اند. از آنجایی كه حركت فسفر در خاك به سختی صورت می‌گیرد توصیه می‌شود در هنگام احداث باغهای میوه و كاشت نهالها حتماً در بستر كاشت از كودهای فسفاته (در صورت نیاز خاك) استفاده شود. همچنین در باغهای احداث شده و بارور بصورت چالكود و یا كانال كود می‌توان از كودهای فسفاته استفاده نمود. مصرف كودهای فسفاته تأثیری بر آفات و بیماریهای درختان میوه نداشته ولی بعلت اثر رقابت، در جذب سایر عناصر غذایی مؤثر خواهد بود.

مشخصات‌ فنی‌ برخی‌ از كودهای‌ فسفاته چنین می‌باشد‌:

كود دی‌ آمونیوم‌ فسفات‌DAP

ازت‌ كل‌ حداقل‌18 درصد، فسفاتهای‌ قابل‌ استفاده‌ حداقل‌46 درصد برحسب‌P2O5 ، فسفاتهای‌ محلول‌ در آب‌ حداقل‌41 درصد برحسب‌P2O5 ، نم‌ (رطوبت‌) حداكثر یك‌درصد. حداقل‌95 درصد دانه‌ها دارای‌ قطر 2 تا 4 میلیمتر  باشند.

اثر فسفر موجود در این كود بر روی درختان میوه مشابه تأثیر سوپرفسفات تریپل است. خاصیت اسیدزایی این كود به علت یون آمونیوم موجود در آن بیشتر از سوپر فسفات می‌باشد.

بیوفسفات طلایی

این كود یكی از تولیدات كودی داخل كشور می‌باشد كه در كیسه‌های 50 كیلوگرمی‌عرضه می‌شود. هر كیسه حاوی 30 كیلوگرم خاك فسفات غلیظ شده ، 10 كیلوگرم گوگرد پودری، 8 كیلوگرم كود آلی و دو كیلوگرم سولفات روی به همراه یك كیسه نیم كیلوگرمی‌باكتری تیوباسیلوس می‌باشد.

كود سوپرفسفات‌ تریپل‌ (غلیظ)

فسفاتهای‌ قابل‌ استفاده‌ حداقل‌46 درصد برحسب‌P2O5 ، فسفاتهای‌ محلول‌ در آب‌حداقل‌ درصد برحسب‌P2O5 ، اسید فسفریك‌ آزاد حداكثر 5/1 درصد، نم (رطوبت)‌ حداكثر یك ‌درصد، دانه‌بندی‌ حداقل‌95 درصد قطر 4-2 میلیمتر. این كود اندكی اسیدزا بوده ولی در خاكهای آهكی تأثیری بر روی pH خاك ندارد. بر خلاف سوپرفسفات ساده، گچ به صورت ناخالص در این كود وجود ندارد.

كود منوفسفات‌ آمونیوم‌ (MAP)

این‌ كود محتوی‌12 درصد ازت‌، 60 درصد فسفر (P2O5) بوده‌و كودی‌ است‌محلول‌و درسیستم‌ آبیاری‌ قطره‌ای‌ و سایر روشهای‌ آبیاری‌ تحت‌ فشار می‌توان ‌ از آن‌ به‌ سهولت‌ استفاده‌ كرد.

كود سوپرفسفات‌ ساده‌(PO4H2)2Ca, CaSO4, 2H2O

فسفاتهای‌ محلول‌ در آب‌ حداقل‌14 درصد، رطوبت‌ حداكثر 12 درصد، اسید فسفریك‌آزاد حداكثر 4 درصد.

كود پلی‌ فسفات‌ آمونیوم‌(Po3NH4)n

ازت‌(N)  14درصد، فسفر(P2O5)   حداقل‌60 درصد، درصد مواد غیرمحلول‌ حداكثر یك‌درصد، این‌ كود به‌ شدت‌ جاذب‌الرطوبه‌ است‌ و باید  به‌ صورت‌ محلول‌ تهیه‌ شود و تنها در سیستم آبیاری تحت فشار قابل مصرف می‌باشد.

اسید فسفریك‌ خالص‌ (H3PO4)

از این‌ اسید نیز می‌توان‌ به‌ صورت‌ كود در روشهای‌ آبیاری‌ تحت‌ فشار استفاده‌ كرد. این‌ كود محتوی‌54 درصد فسفر (P2O5)  می‌باشد.

كود میكربی‌ فسفاته‌

فسفر(P2O5)   حداقل‌ 23 درصد، اندازه‌ ذرات‌90 درصد بین4‌-2 میلیمتر، به‌رنگ‌خاكستری‌تیره‌، كادمیم‌ كمتر از 25 میلیگرم‌ در كیلوگرم‌، حداقل‌ تعداد  باكتری حل‌كننده‌ فسفات‌در هر گرم‌كود(105)100000 عدد، حداكثر  رطوبت‌5 درصد.

 

+ نوشته شده توسط میلاد میرزایی امینیان در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 8:4 |

 

          

گياه گندم از جمله مهمترين غلات به شمار می آيد. اين گياه ، يک ساله و از خانواده گرامينه‌ها (گندميان) می‌باشد و دارای دو گونه اهلی و وحشی است. نام علمی آن Triticum spp می‌باشد.

خصوصیات گیاه گندم

گندم ، گل آذین سنبله‌ای دارد. از هر گره آن معمولا یک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه بوجود می‌آید. گاهی تعداد گلچه‌ها به 9 هم می‌رسد. دانه گندم بین دو پوشش قاشق مانند به نامهای پوشک بیرونی (لما) و پوشک درونی (پائولا) قرار گرفته است. برگهای گندم مانند برگهای سایر غلات (به جز ذرت و ارزن) ، نازک و کم عرض بوده و زبانه‌های کوچکی دارند.

میوه گندم

میوه گندم با توجه به گونه آن ، 3 تا 10 میلیمتر طول و 3 تا 5 میلیمتر هم قطر دارد و شامل بخشهای زیر است.

  • گیاهک: یا رویان که تقریبا 5/2 درصد وزن دانه را تشکیل می‌دهد و سرشار از پروتئین و چربی است که این بخش را معمولا در تهیه آرد گندم جدا می‌کنند.
  • سبوس: همان پوسته دانه است و تقریبا 14 درصد از وزن دانه را تشکیل می‌دهد. سبوس را هم همچون گیاهک در مرحله آرد سازی از دانه جدا می‌کنند و معمولا برای خوراک دام مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • آندوسپرم: حاوی مواد نشاسته‌ای دانه گندم است و تقریبا 83 تا 87 درصد از کل دانه را شامل می‌شود. آندوسپرم دارای دانه‌های نشاسته‌ای و مواد پروتئینی می‌باشد که دانه‌های نشاسته آن بوسیله گلوتن که یکی از پروتئینهای موجود در دانه است، بهم چسبیده‌اند. میزان گلوتن موجود در دانه بر حسب نوع و نژاد گندم تفاوت می‌کند.

    همین میزان گلوتن گندم است که مرغوبیت آن را تعیین می‌نماید. گندمهای قرمز سخت بهاره و پاییزه گلوتن بیشتری دارند و به همین دلیل ، ارزش تهیه نان از آنها بیشتر است. چون خمیر حاصل از آردی که از لحاظ گلوتن غنی است، به دلیل داشتن حالت کشدار ، قادر است که گازهای ناشی از تخمیر را بیشتر در خود نگهدارد و برای همین ، خمیر بهتر ورآمده و حجمش بیشتر می‌گردد.



 

آب و هوای مناسب برای رشد گندم

شرایط ایده‌آل برای رشد گندم ، آب و هوای خنک در دوره رشد رویشی ، آب و هوای معتدل در دوران تشکیل دانه و آب و هوای گرم و خشک در زمان برداشت محصول می‌باشد. بنابراین در مناطقی که زمستانهای سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتی از قبیل سرما‌زدگی زمستانی مواجه می‌شود. البته باید بدانیم که گندم در برابر خشکی مقاومت چندانی ندارد و نمی‌تواند به مدت طولانی ، خشکی و کم آبی را تحمل نماید. اما قادر است خود را با شرایط خشک تا حدی تطبیق داده و با تشکیل یاخته‌های کوچکتر که در نهایت سبب تشکیل برگهای کوچک شده و در نتیجه روزنه‌ها کوچکتر می‌شود، سطح تعریق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند.

انواع گندم

معمولا گندمها را به دو دسته کلی گندم بهاره و گندم پاییزه تقسیم بندی می‌کنند. این دو نوع علاوه بر آن که دانه‌هایشان از نظر رنگ ، بافت ، شکل و ... باهم فرق دارد شرایط رشد و نمو آنها نیز باهم تفاوت می‌کند. این دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت می‌نمایند. دانه گندم ، دارای شیاری است که در طول دانه قرار می‌گیرد. عمق این شیار در گندمهای پاییزه زیاد و در گندمهای بهاره کم است. طرفین این شیار در گندمهای بهاره گرد و در گندمهای پاییزه گوشه‌دار می‌باشد.

گندم بهاره

در اوایل بهار کاشته می‌شود. پس از جوانه زدن ، گیاه جوان در بهار و اوایل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت می‌کنند. گندم بهاره را معمولا در نواحیی کشت می‌کنند که گندم پاییزه نمی‌تواند در برابر سرمای سخت زمستانی آن مناطق ، مقاومت نماید. البته میزان محصول‌دهی گندم پاییزه از بهاره بیشتر است. معمولا پس از تهیه بذر و زمانی که دمای خاک به یک درجه سانتیگراد بالای صفر رسید، گندم بهاره را می‌کارند.

اگر شرایط آب و هوایی اجازه دهد می‌توان گندم را زودتر هم کاشت تا دوره رشد آن طولانی‌تر شده و میزان محصول دهی آن بیشتر شود. گندم بهاره برای آن که به مرحله گلدهی برسد، باید به مدت طولانی در معرض هوای سرد قرار گیرد. اگر گندم پاییزه را در بهار بکارند، چون دوره سرما را پشت سر نمی‌گذارد، نمی‌تواند گل آذین خوبی تشکیل دهد.


 

گندم پاییزه

این نوع گندم در نیم کره شمالی ، در فصل پاییز موقعی که دمای خاک از 13 درجه سانتیگراد کمتر باشد کشت می شود. ابتدا بذر گندم پاییزه جوانه می‌زند. سپس در فصل زمستان ، گیاه به صورت گیاه جوان کوچکی باقی می‌ماند و با آغاز فصل بهار ، مجددا رشد و نمو خود را آغاز می‌کند. معمولا در یکی از ماههای خرداد ، تیر یا نهایتا مرداد ، دانه می‌رسد و آماده برداشت می‌شود. گندمهای پاییزه به نسبت گندمهای بهاره ریشه‌های عمیق‌تر و پرپشت‌تری دارند که تا 200 سانتیمتر در خاک نفوذ می‌کنند. این امر ناشی از آن است که گندمهای پاییزه فصل رشد طولانی‌تری دارند.

شرایط مناسب برای رشد گندم

خاک شنی و رسی عمیق با زهکشی خوب ، برای رشد گندم مناسب است. اصولا میزان عملکرد گندم در شرایط دیم (آبیاری با باران) ، در خاکهای ریز بافت بیشتر است. چون این قبیل خاکها قادرند آب را بهتر و به مدت طولانی‌تر در خود نگهدارند. اما در شرایط آبی (که کشاورز خود گیاه را آبیاری می‌کند) ، معمولا گندم زیاد تحت تأثیر بافت خاک خود قرار نمی‌گیرد. گندم هم مانند سایر گیاهان نمی‌تواند در خاک خشک جوانه بزند.

گندم بهاره به دلیل ذخیره شدن رطوبت زمستانی در خاک ، همواره رطوبت مورد نیاز خود را دارد. اما رطوبت خاک گندمهای پاییزه معمولا فرایند جوانه‌زنی را با مشکل مواجه می‌نماید. اگر برای جوانه زنی یا رشد اولیه جوانه ، خاک رطوبت کافی نداشته باشد بذرها ممکن است بپوسند یا در معرض صدمات ناشی از سرما قرار گیرند.

آفات و بیماریهای گیاه گندم

زنگ گندم

زنگ گندم را ، قارچی به نام Puccinia ایجاد می‌کند. مهم ترین بیماری گندم به شمار می‌رود که شامل زنگ ساقه ، زنگ برگ ، زنگ خطی و زنگ نواری می‌شود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت ، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می‌باشد. تشکیل حفره‌های قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه ، برگ ، غلاف و ... از علائم این بیماری می‌باشند. این قارچها از کارآیی گیاه در مصرف آب می‌کاهند، بافتهای گیاه را تخریب می‌کنند و تعداد دانه‌های موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش می‌دهند.


 

سیاهک گندم

سیاهک گندم یکی از بیماریهای قارچی گندم است که می‌تواند به صورت سیاهک آشکار ، سیاهک برگ ، سیاهک پنهان معمولی و ... ظاهر گردد. سیاهک پنهان ، مهم‌ترین و رایج‌ترین و در عین حال ، مخرب‌ترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصا به گندم پاییزه وارد می‌آورد.

پوسیدگی جوانه و ریشه

بیماریهایی هستند که قارچها آنها را بوجود می‌آورند. این بیماریها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته ، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوه‌ای تا حدی از این بیماریها جلوگیری می‌نمود. اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماریها استفاده می‌کنند.

زمان برداشت محصول

زمان برداشت گندم تحت تأثیر عواملی از جمله بارندگی ، رطوبت نسبی ، دمای هوا و همچنین رسیدن دانه قرار می‌گیرد. برداشت گندم در ایران از اوایل بهار (در مناطق گرمسیری) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسیری) ادامه دارد. امروزه در سراسر جهان از وسایل مکانیکی خاصی برای برداشت گندم استفاده می‌نمایند، ولی هنوز هم گندم به طریق سنتی که کند و پر هزینه است، برداشت می‌شود. در روش سنتی ، بوته‌های گندم را از فاصله چند سانتی سطح خاک ، درو نموده و به صورت دسته‌های کوچک درمی‌آورند. سپس این دسته‌ها را به خرمنگاه منتقل نموده و طی مراحل خاصی می‌کوبند. زمان صحیح برداشت گندم ، وقتی است که رطوبت دانه بین 14 تا 16 درصد باشد.


 

موارد مصرف گندم مواد مغذی آن

برخلاف سایر غلات ، گندم را می‌توان از طرق مختلف از جمله در تهیه نان ، بیسکویت ، شیرینی ، کیک ، اسپاگتی ، ماکارونی و... مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنایع کاغذ سازی، چسب سازی و همچنین در تهیه پودرهای لباسشویی هم استفاده می‌گردد. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده می‌کنند. انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلا گندمهای نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکویت سازی ، شیرینی‌پزی و کیک‌پزی مناسبند. در حالی که از گندمهای سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند.

 

شهرستان بافت

شهرستان بافت يكی از شهرستان های استان كرمان از نظر جغرافيايی در 56 درجه و 37 دقيقه ی درازای خاوری و 29 درجه و 14 دقيقه ی پهنای شمالی و ارتفاع 2270 متری از سطح دريا قرار دارد. شهرستان بافت از شمال به بردسير، از خاور به جيرفت، از باختر به سيرجان و از جنوب به ميناب و بندرعباس محدود می شود. به طور كلی آب و هوای بافت خشك و معتدل است

آب‌ و هواي‌ شهرستان‌ بافت‌ خشك‌ و معتدل‌، و ميزان‌ بارندگى‌ در آن‌ اندك‌ است‌ (نك: سعيديان‌، همانجا؛ فرهنگ‌، 33). از آنجا كه‌ اين‌ شهرستان‌ به‌ دو منطقة سردسير و گرمسير تقسيم‌ مى‌شود، منطقة شمالى‌ آن‌ داراي‌ آب‌ وهواي‌ معتدل‌ كوهستانى‌ است‌، مانند رابر و بافت‌؛ ولى‌ منطقة جنوبى‌ مانند ازروئيه‌ داراي‌ آب‌ و هواي‌ نيمه‌ صحرايى‌ است‌. در منطقة گرمسيري‌ پنبه‌ و مركبات‌ به‌ دست‌ مى‌آيد و در منطقة سردسيري‌ گندم‌، جو و تره‌بار كشت‌ مى‌شود

از نظر کشاورزی شهرستان بافت از قطب های اصلی و مهم کشاورزی استان محسوب و همواره از نظر توليد محصولات استراتژيک از جايگاه ويژه ای برخوردار است.وضعيت خاص اب و هوايی در مناطق مختلف شهرستان موجب گرديده که طيف وسيعی از محصولات زراعی و باغی در اين شهرستان پرورش يابد، از محصولات غالب زراعی و باغی می توان به گندم، پنبه، ذرت، گردو، مرکبات، بادام، خرما و زيتون اشاره نمود.
سطح زير کشت محصولات باغی در اين شهرستان۱۹۰۰۰ هکتار بوده که حدود ۵۰ درصد از اين سطح را محصول گردو به خود اختصاص داده است، و از نظر ميزان توليد گردو اين شهرستان مقام دوم کشور را بعد از تويسرکان دارا بوده و از نظر کيفيت، گردوی محلی شهرستان بافت يکی از بهترين ارقام موجود در کشور به شمار می رود.

 

 

                

+ نوشته شده توسط میلاد میرزایی امینیان در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 7:58 |

مقدار روی در کره خاکی تقریباً 80 میلی گرم در کیلو گرم است. و در خاک مقدار آن از 10 تا 300 و به طور متوسط 50 میلی گرم در کیلو گرم متغیر می باشد. ولی در خاک های قلیایی مقدارآن از 20 پی پی ام تجاوز نمی کند و نکته دیگر این که مقدار روی در خاک های سطحی کمتر از خاک زیرین است. به طور کلی مقدار کل روی در خاک مانند بسیاری از عناصر غذایی مورد نیاز گیاه به هیچ وجه معیار قابل جذب بودن آن برای گیاه نیست. مقدار روی در سنگ ها نیز متفاوت بوده و طیف آن از 4 تا 100 میلی گرم در کیلو گرم متغیر است. مقدار روی در بازالت 100، شیل45، گرانیت10، سنگ آهک4 و در ماسه سنگ 3 میلی گرم در کیلو گرم خاک گزارش شده است. از کانی های مهم حاوی روی می توان از اسفالریت (ZnS)، اسمیت سونیت (ZnCO3) و همی مورفایت (Zn4(OH)2Si2O7.H2O) نام برد.

روی در خاک به فرم های زیر دیده می شود:

- بخش مهمی از روی به عنوان جزء ساختمانی برخی از کانی های رسی بوده و می تواند در شبکه کریستالی جایگزین منیزیم گردد.

- بخشی از روی به صورت کاتیون قابل تبادل جذب سطحی کانی های رسی است.

- بخشی از روی نیز جذب سطحی اکسید ها، هیدروکسید و اکسی هیدروکسید های آهن و آلومینیوم و همچنین جذب سطحی کربنات ها می شوند.

- بخشی از روی در خاک به صورت ترکیب با ماده الی دیده می شود.

- مقداری از روی به فرم Zn2+ در محلول خاک وجود دارد.

فعالیت یون روی در خاک توسط PH کنترل می گردد و با هر یک واحد افزایش در مقدار PH غلظت روی 100 برابر کاهش می یابد.

حرکت روی در خاک عمدتاً به صورت انتشار است و ضریب انتشار روی در خاک های آهکی نسبت به خاک های اسیدی 50 مرتبه کمتر است و این خود دلیلی برای کمبود روی در خاک های آهکی ایران است. اما عوامل دیگری نظیر فقیر بودن خاک از کانی های حامل روی، وجود PH قلیایی و زیادی کربنات کلسیم، حضور بی کربنات فراوان در آب های آبیاری، مرده بودن خاک(خاک فاقد باکتری ها و مواد الی)، زیادی فسفر و ازت در خاک و نهایتاً عدم رواج مصرف کود های محتوی روی، بر کمبود روی در خاک های کشور تاثیر می گذارند.

نقش روی در گیاه :

ضرورت نیاز گیاه به روی، اولین بار در سال 1926، در گوجه فرنگی توسط Sammer & Lipman مشخص شد. روی عمدتاً به فرم دو ظرفیتی Zn2+ از محلول خاک جذب گیاه می شود. جذب روی در مراحل مختلف رشد گیاه متفاوت است به طوری که بیشترین جذب در اوایل رشد صورت گرفته و به مرور زمان مقدار آن کاهش می یابد. در خاک های دارای واکنش قلیایی روی به صورت Zn(OH)+ نیز می تواند جذب گیاه گردد. جذب روی توسط گیاه با دو مکانیسم فعال و غیر فعال صورت می گیرد. جذب غیر فعال روی از طریق جذب الکترواستاتیکی آن بر روی دیواره سلولی و سایر سطوح خارجی سلول های ریشه گیاه صورت می گیرد. این نوع جذب غیر اختصاصی بوده و مستقل از فعالیت های متابولیکی گیاه است. اما برعکس جذب فعال به شدت انتخابی و تحت تاثیر سوخت و ساز گیاهی است و عواملی مانند دما، نور، تهویه و رطوبت که بر سوخت و ساز گیاهی تاثیر دارند، بر مقدار جذب روی نیز موثرند. لازم به ذکر است که بخش عمده روی در گیاه توسط جذب فعال جذب می گردد.

مقدار روی در گیاهان بین 40 تا 70 میلی گرم در کیلوگرم متغیر است و مقدار آن در گیاه با سن گیاه رابطه معکوس داشته و گیاهان پیر به علت اثر رقت و همچنین انتقال روی به دانه، از غلظت روی کمتری برخوردارند. انتقال روی از ریشه به دیگر اندام های گیاه از طریق آوند های چوبی صورت می گیرد و وضعیت روی در شیره خام گیاهی معلوم نیست.

روی به عنوان یک عنصر غذایی در گیاهان تنها به یک شکل و آن هم به صورت Zn2+ وجود دارد.و در بسیاری از سیستم های آنزیمی گیاه نقش کاتالیزوری فعال کننده و یا ساختمانی دارد و در گیاه در ساخته شدن و تخریب پروتئین ها دخیل است. روی نقش متابولیکی مهمی را در گیاه ایفا می کند.برخی از انزیم ها حاوی روی هستند مانند کربنیک انهیداز، کربوکسی پپتیداز،الکل دی هیدروژناز،فسفاتاز قلیایی،فسفولیپاز و RNA دیمراز. برخی از انزیم ها از جمله دی هیدروژناز، آدولاز، ایزومراز و ترانس فسفولاز توسط روی فعال می شوند. در اثر کمبود روی سنتز پروتئین کاهش و اسید های آمینه تجمع می یابند که علت آن کاهش انتقال اسید های آمینه و همچنین افزایش تجزیه و تخریب RNA است. در اثر کمبود روی فعالیت آنزیم Rnase افزایش می یابدکه این امر موجب تخریب RNA و کاهش سنتز پروتئین می گردد.

مقدار هورمون های گیاهی نیز تحت تاثیر مقدار روی در گیاه هستند. کمبود روی مقدار ایندول استیک اسید (IAA) را کاهش و میزان تریپتوفان را افزایش می دهد. علاوه بر این به نظر می رسد که در گیاهان با کمبود روی متابولیسم جیبرلیک اسید کاهش و ایندول استیک اسید در کلروپلاست تجمع و بدین وسیله با تامین یون H+ نقش بافری خود را در تنظیم موقت PH ایفا نموده و از تخریب پروتئین جلوگیری می کند. با توجه به وسعت تاثیر این آنزیم ها در فعالیت های حیاتی، معلوم است که کمبود روی می تواند صدمات فوق العاده ای را به زندگی گیاه وارد سازد. همچنین مشخص شده است که روی در تنظیم اب گیاه نیز دخالت دارد.  

نقش روی در تغذیه انسان و دام :

روی یکی از عناصر ضروری برای انسان به شمار می رود که کمبود آن در سراسر جهان دیده شده است. علایم کمبود روی برای نخستین بار در سال 1963 توسط Parasad و همکاران گزارش شده است. این محققین مشاهده نمودند که مردان جوان در خاور میانه دارای رشد ناکافی و از لحاظ بلوغ جنسی عقب مانده هستند. آمار ها نشان می دهد که، حدود 40 در صد از مردم جهان از کمبود عناصر کم مصرف بخصوص روی (گرسنگی پنهان) رنج می برند. یکی از علل عمده کمبود روی با این گستردگی، این است که غلات غذای اصلی مردم این قبیل کشور ها را تشکیل می دهد. هرچند دانه کامل غلات از منابع غنی روی هستند، اما وجود فیبر و فیتات در دانه گندم از فراهمی روی در دانه می کاهد. مسلماً در کشور ما که غذای اکثریت قریب به اتفاق مردم نان و برنج می باشد، کمبود شدید تر است و درصد افرادی که از کمبود این عنصر حیاتی رنج می برند در ظاهر به مراتب فراوان تر و شدید تر خواهد بود.

روی در بدن انسان مانند پلیس راهنمایی و رانندگی عمل می کند. و در بدن اعمال زیر را هدایت و سرپرستی می کند.

 روی در جلو گیری از ریزش مو و محو خال های سفید روی ناخن موثر است، برای ثبات حالت خون و برقراری تعادل اسیدی قلیایی بدن مهم است، به معالجه نارحتی های پروستات کمک می کند، کار پروستات را طبیعی و عادی می سازد و در پرورش تمام ارگان های تولید مثل اهمیت دارد، انقباض عضلات را کنترل می کند، در کار امتزاج و پیوند پروتئین اهمیت دارد، در اعمال مغز و معالجه شیزوفرنی دخالت می کند ، به تشکیل انسولین کمک می کند، رسوب یافتن کلسترول در رگ ها را کاهش می دهد، حس چشایی را تقویت می کند، برای ترکیب و تشکیل DNA لازم است، التیام یافتن زخم های داخلی و خارجی را تسریع می کند.

علاوه بر تاثیر های فوق، کمبود روی مشکلات جبران ناپذیری را ایجاد می کند که اهم آنها عبارتند از تاخیر در تکامل جنسی، ایجاد ضایعات جلدی، خشن شدن پوست،بزرگ تر شدن کبد و طحال، تغییرات خلق و خوی، کمی رشد در شیر خواران و کاهش سرعت رشد و نمو در نوجوانان است.

مقدار کل روی در یک مرد 70 کیلو گرمی تقریباً 1.5 تا 2.5 گرم می باشد که حدود 30 در صد در استخوان ها، 60 در صد در ماهیچه ها و بقیه در بافت های دیگر است. مقدار روی در استخوان و دندان ها معمولاً زیاد است اما به آسانی قابل تحرک نمی باشد. مقدار توصیه شده روی برای بزرگسالان، 15 میلی گرم، برای زنان باردار و شیرده کمی بیشتر و برای کسانی که زیاد عرق می کنند، 30 میلی گرم در روز نیاز است. در غذاهای کنسرو شده و یا مواد غذایی حاصل از خاک های فقیر مقدار روی خیلی ناچیز است. منابع غذایی اصلی روی گوشت قرمز و غذاهای دریایی است. دانه های غلات نیز از منابع غنی روی هستند اما جدا کردن سبوس از آنها 70 تا 75 درصد از روی را از بین می برد. از منابع دیگر حاوی روی می توان گوشت ران گوساله و بره، جوانه گندم، تخم کدو، تخم مرغ، شیر خشک بی چربی و پودر خردل را نام برد. به طور کلی روی موجود در غذاهای حیوانی قابل استفاده تر از غذاهای گیاهی است. علت این امر تاثیر فیتات، فیبر و پروتئین بر فراهمی روی گیاهی ذکر شده است.   

روی، خوشبختانه مسمومیت ایجاد نمی کند مگر هنگامی که از مقدار احتیاج روزانه بیشتر مصرف شود و یا غذا در ظرف های گالوانیزه ذخیره شده باشد. مصرف بیش از 150 میلی گرم آن در روز توصیه نمی شود.

- در صورت مصرف زیاد ویتامین B6، بدن به روی بیشتری نیاز دارد.و در مورد اشخاص مبتلا به دیابت نیز چنین است.

- به مردان با ناراحتی پروستات (و بدون آن) توصیه می شود که غلظت روی را در بدن خود بالا نگه دارند.

- مصرف روی و منگنز برای افراد سالخورده مفید است.

- خانم ها برای منظم کردن عادت ماهانه خود، پیش از متوسل شدن به به هورمون، بهتر است به عنوان مکمل غذایی از روی استفاده کنند.

- اگر روی به جیره غذایی خود افزودید بهتر است ویتامین A مصرفی را هم افزایش دهید.

- و نکته آخر در مورد روی، این که، کمبود روی در بدن باعث افزایش میزان مس در بدن می شود و انسان را بد خلق و خوی و مستعد درگیری و مشاجره می کند و توصیه می گردد که افراد، بویژه مردها زیر نظر پزشک، موازنه روی و مس بدن را حفظ کنند تا همیشه منطقی و آرام باشند.

+ نوشته شده توسط میلاد میرزایی امینیان در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 23:21 |


Powered By
BLOGFA.COM